ن و القلم وما یسطرون ...

طنزهای یک بنده خدا
 
لقمه ی حرام !
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢٦  

ویژه نامه ی گل آقا درباره حفظ محیط زیست !

این هم مطلب من . بروید و بخوانید ، ولی اسراف نکنید !

*

پیرمرد می گفت : ها ... این لقمه ی حرام که می گن آدم رو بیچاره می کنه همینه !  دختر شوکت رو دیدید ؟ همش تاثیر لقمه حرام بود !

*

یک سوال از امیر عزیزتر از جانم !

مومن ! وقتی خدا ، حتی با استفاده از اختیارات خداییش ، از مجازات صددرصد ِ گناهکارها حرفی نمی زند و دریچه ی رحمت  ومغفرتش را به روی بنده ها نمی بندد ، ما چه کاره ایم که از محاکمه ی یکی به خاطر فیلم گرفتن از صحنه های خصوصی زندگیش حرف بزنیم ؟!

دوستت دارم از ته قلب سیاهم !

 



 
تبریک !
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢۳  

ای سوپر استار ! ای هنرمند دلسوخته ! ای نقش اول بزرگ !

جناب شیطان عزیز !

ورود پیروزمندانه  شما را به سریالهای تلویزیونی در ماه « میهمانی خدا ٬ کاملا ! تبریک عرض می نماییم .

ارادتمند : منتظر الامضا  



 
يوم ا... تولد نگار جون جونی !
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢٠  

*

خب ، داره روز میعاد عاشقان ، یوم ا... تولد نگار جون جونی ، نزدیک می شه . پس بروبچز برای دریافت کروکی کامنت بگذارید تا ...

                                                               ***

بازگشت ققنوس

دفع بلا !

شاه داماد دوشلواره !

شتاب خوردروها نشان می دهد که تسهیلات ترافیکی به سرعت در حال گسترش هستند . (تکبیر !)

عکسهای حامد بدیعی از قهوه خانه آذری

 

زهرا امیرابراهیمی: از رسانه های پخش کننده ی اخبار جعلی شکایت می کنم/ با یک تئاتر باز می گردم  

توضیح : ما که آخرش هم نفهمیدیم هابیل قابیلو با بیل کشت یا قابیل هابیلو با بیل !!

حکایت چادر مشکی و کار انگلیسی ها !



 
 
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱٤  

می گویم مسئله انفجار جمعیت که حل شد ٬ می ماند ... !!!

*

بخوانید : حافظ و تصوف  را

 و بعد : ارزش میراث صوفیه را هم به همچنین !



 
گلستان مصنوعی !
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱۱  

سربازی کوتاه قد در لشکری بود . یکی نیزه به دستش داده بودند ، شش برابر بالای او. لشکر تمام مهیای حمله بود و درانتظار فرمان . جماعت همه ایستاده بودند که یکباره نیزه برآورد و چون شرزه شیری بغرید و چنان یوزی حمله بکرد و رو سوی جلو بتاخت . امیر لشکر به رسم جلو داری سوار بر ابلقی پیشاهنگ بود . از قضا سرباز همچنان که می تاخت و نعره می زد ، نیزه را بر زیر دم اسب نگون بخت فرو بکرد !! اسب شیهه ای کشید و نیکو تکچرخی بزد و امیر را به سه سوت کله پا بکرد . پس غوغایی برخاست . لشکریان درهم و برهم شدند و تشویشی بدیشان بیوفتاد .

باری آن روز لشکر این غیرت تمام بکرد که جان بردارد و تا نرسیدن دشمن بدر برد ! چون هیاهو فرونشست ، امیر فرمان بداد تا سرباز را دست و پای ببندند و به حضورش بیاورند . بستند و آوردند . امیر پرسید : ای نادان آن چه کار بود که بی اذن من حمله بکردی و در حین حمله نعره (عربده ! ) بکشیدی و نیزه را به اسب من فرو کردی ؟

سرباز گریان و نالان گفت : ای امیر مرا تقصیر نباشد . در تعجیلم در اجرای فرمان ، عذر این بود که همیشه پدر مرا می گفت : ای جان پسر ! در شجاعت پیش قدم باش ! ابتدا خواستم که بی صدا به اول صف در آیم ولیکن این را نه شرط مردی دانستم ،آنگاه چون خواستم که پیش قدم باشم به شجاعت ، جماعت جلوییم مانع بودند پس نعره برآوردم تا کنار بکشند . ولی ای امیر فرورفتن نیزه را تقصیر از من نبود که من آنگاه که جماعت کنار رفتند هیچ ندیدم مگر اسبی و سواری . و چون تو را نه لباس لشکریان به تن بود ، به این خیال شدم که به لشکر دشمن رسیده ام . پس خواستم نیزه به کمرگاه تو فرو کنم ، لیکن نوک نیزه تا زیر دم اسبت بیشتر نرسید !!



 
تولد ... تولد ...شما هم می آين ؟!
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۳  

آهای ! خبر مهم ! خبر مهم !

جشن تولد نگار جون جونیه . شما هم دعوتید . هر کی می خواد بیاد کامنت بگذاره تا به موقع صداش کنم  ‌!

اونهایی که پارسال بودن برای اونهایی که نبودن تعریف کنن که چقدر حال داد جشن تولد پارسالی !!!

اینم کارت دعوت شما



 
سهام عدالت برای ۱۲۰ مليون نفر !
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢  

خبر نو رسیده :

سر ریز بیش از حد ثروت ، مکنت ، امکانات ، شغل ،و خیلی چیزهای مملکت ،باعث شد دولت  کریمه طی تصمیمی انقلابی اقدام به صدور دستور الغای شعار محوری « دو تا بچه کافیه »  بنماید !

به دنبال صدور این بخشنامه مهم ، رییس دولت اعلام کرد : از این پس خواهران ایمانی و بانوان عفیف بهتر است به جای سر کار رفتن و سایر فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی و این قرتی بازی ها و سبک گیری ها ، « نشینند و زایند شیران نر !» .

بنا به گزارش خبرگزاری « قارنا » : رییس جمهور اظهار داشت که طی محاسباتی کاملا کارشناسانه که تماما به دست متخصصان توانمند داخلی انجام پذیرفته است ، مشخص گردیده کشور ایران برای حداقل 120 ملیون نفر دیگر جا دارد ، بلکه هم بیشتر !

 رییس جمهور اضافه نمودند : متاسفانه تا کنون با توجه به وارداتی بودن علوم آمار و جغرافی و این چرت و پرتها ! همچنین وجود دستهای آلوده ی استکبار ، مساحت بخشهای بزرگی از مملکت اصلا محاسبه نشده است . احمدی نژاد از کویر لوت ، دشت کویر ، رشته کوههای البرز و زاگرس و کف دریاچه ی خشک شده ی هامون به عنوان بخشهای دیده نشده ای یاد کرد که می توان با اعطای وامهای ده ملون تومانی یه مردم ، می توان آنها را آباد کرد !

 ایشان در ادامه امیدوار شدند تا چند ماه آینده خبرهای خوشی درباره ابداع روشهای چند قلو زایی ، کاهش زمان بارداری تا زایمان حداکثر تا دو یا سه ماه ، اختراع و اکتشاف داروهای تقویتی برای مردان حماسه ساز ، گسترش واحدهای کله پاچه ای و همچنین توزیع کله پاچه ، قلم و سایر مواد تقویت کننده ی یارانه دار و کوپنی به مردم همیشه در صحنه اعلام کنند . احمدی نژاد گفت : این تصمیم به دنبال هزاران ساعت کار کارشناسی برای پیدا کردن چاره ای جهت توزیع عادلانه ی امکانات ، پول ، وام ، نفت ، شغل ، سهام عدالت و ... مازاد ِ مانده روی دست کشور ، در هیئت دولت گرفته شده است .

به گزارش خبرنگار ما با اعلام رفع محدودیت ظالمانه ی دو تا بچه ، مردم شریف ، نحیب ، فهیم ، باشعور ، همیشه در صحنه و خیلی چیزهای دیگر ایران به خیابانها ریخته و در حدی قابل کنترل و قابل قبول اقدام به شادمانی و توزیع شیرنی و شربت نمودند . البته هزینه ی این شیرینی و شربتها از محل کمکهای مردمی پرداخت شده است و هیچ ارتباطی به حساب در اختیار شهرداری سابق ندارد !

گفتنی است : مردم هنگام حضور در خیابان فریاد می زدند : امشبم شب جمعه است ، فردا شبم شب جمعه است ، پس فردا شب هم ... احمدی نژاد ! حمایتت می کنیم ... می کنیم ... می کنیم !!!

*

آخرین خبر : بنا به گزارش خبرنگار ما ، پلیس فرد معلوم الحالی را که اصلا حالیش نبود ناصرالدین شاه صدو پنجاه سال پیش به درک واصل شده و پیاپی اقدام به خواندن سرود مبتذل : شاه کج کلا / رفته کربلا / نون شده گرون / یکی یه قرون !  می نمود دستگیر کردند . شایان ذکر است خوشبختانه باحضور به موقع برادران جان بر کف و  ارشاد این فرد ، او خیلی زود اقدام به پر کردن فرم اعترافنامه و ابراز ندامت از مواضع قبلی نمود و گفت : عجب ! پس مصدق هم عوض شد ...!