ن و القلم وما یسطرون ...

طنزهای یک بنده خدا
 
چند ضرب المثل های طنزناک ترکی آذربايجانی !
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱٦  

آجینان یاتیب گونورتادا دوروب .

از زور گرسنگی شب می خوابد و بعد از ظهر بیدار می شود .

 

جهننمه گئدن اؤزونه يولداش آختارار

مسافرجهنم ، دنبال رفیق می گردد .

 

دوز يولدا يئري ينمير، شوخوملوخدا شيللاق آتير

راه صاف را نمی تواند برود ، توی زمین شخم خورده شلنگ تخته می اندازد !

 

سن آقا ، من آقا ، ئينكلري كيم ساغا؟

تو آقا ، من آقا ، راستی !گاوها را کی بدوشد ؟!

 

ئوزینه سیچیر ، منه گوز بره لدیر .

برای خودش می ریند ، برای من چشم می دراند !

 

ائششگه گوٍجوٍ چاتميًر , پالانئ تاپدالاييًر .

زورش به خر نمی رسد ، پالانش را کتک می زند !

 

اروس قاشقینان انگلیس پخی ییری !!

با قاشق روس ، گوه انگلیسی می خورد !

 

اوستورانين قاباغيندا سيچماسان ، دئير گوتي يوخدور .

اگر جلوی گوزو نرینی ، فکر می کند که کون نداری !

 

اوغری ائو صاحاب اولماز ، ائو صاحابین ائوین ییخار !

دزد صاحب زندگی نمی شود ، صاحبخانه را از زندگی می اندازد !

 

آت آتینان ساواشاندا ، آرادا ائششه کین قیچی سینار !

اسب با اسب که بجنگد ، آن وسط پای خر بیچاره می شکند !

 

دولتلی پول چیخاردار ، کاسیب اوتیرار پوللارین سایار !

ثروتنمد پول در می آورد ، فقیر می نشیند پولهای او را حساب می کند !

کاسیب پول تاپسا یئر تاپماز !

آدم فقیر اگر پول هم پیدا کند ، جا پیدا نمی کند !

 

گوزل آقا چوخ گوزلیدی ، وردی بیر چیچک ده چیخاردی

آقا خوشگل ، خیلی خوشگل بود ، زد و آبله هم در آورد !