ن و القلم وما یسطرون ...

طنزهای یک بنده خدا
 
پير ما
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٩  

*/*/*

« پیر ما » همیشه می خندند ، همیشه ما نو مرید ها را راهنمایی می کند ، همیشه می نویسد و همیشه هیچ انتظاری از ما نو مریدهای عجول ندارد . پیر ما هیچ وقت خسته نمی شود .

همایش بزرگداشت استاد منوچهر احترامی طنز نویس و نویسنده کودکان ( خالق حسنی نگو یه دسته گل ) سه شنبه این هفته در خانه هنرمندان ساعت ۵ ( واقع در میدان فردوسی – انتهای خیابان برادران موسوی ) برگزار می شود . ای جماعتی که هنوز این جواهر را کشف نکرده اید و ندیده اید که انسان می تواند تا این حد ( کدام حد ؟! ) خوب و ناز باشد ، بیایید !

در مورد استاد احترامی حرف زدن و نکته گفتن البته کار نو مریدی چون من نیست . اما ای کاش یک روز بتوانم این ذهن آشفته خود را جمع کنم تا  بنویسم که انسان به چه حد و چه قدر می رسد تا می شود : منوچهر احترامی ، عمران صلاحی ، قیصر امین پور و ...

باور کنید سخت است و متاسفانه در نسل جدید کمیاب و بلکه نایاب ! خداوند سایه این بزرگواران را بر سر ما مستدام بدارد و سه شنبه یادتان نرود !

*/*/*

جوانی به وقت دیروز !

 

جدانی هم بهاری بود و بگذشت ... بله ! جوانی هم گذشت و حالا چیزی که مانده هزاران هزار علامت سوال است که : چی شد یک دفعه ؟!

برنامه « جوانی به وقت فردا » با همت بچه های جوان طنز نویسی آغاز شد که همدل شده بودند و متحد . یادش به خیر دو سه سال پیش بود ، ما چند نفر بیکار و علاف و نیمه بیکار ! هفته ای دو سه روز دور هم جمع می شدیم برای اینکه پشت هم باشیم و ثابت کنیم که : مورچگان را چو بود اتفاق ، بگذار تا بیفتد و بیند سازی خویش !! جمع شده بودیم و با هم دنبال آینده ای می گشتیم در عرصه طنز نویسی . چیز غریبی بود معمولا مردم ایران و بخصوص روشنفکران و درس خوانده ها خیلی زود از هم انشعاب می کنند و در عرض سه سوت یک گروه چند هزار نفره تبدیل به چند هزار گروه یک نفره می شود  . اما ما ماندیم و نشد و بچه های گروه « گندم » ( آنها که مقاوم تر بودند و پی گیرتر !» توانستند رادیوی موسوم به جوان ! را متحول کنند !

بارها گفته ام و بار دگر می گویم : اتحاد و اتفاق بچه های گندم عامل اصلی موفقیتشان بود . به هر حال امروز رضا ساکی ، جلال سمیعی ، حامد مرادیان ، مهدی استاد احمد ، حسن صنوبری و افشین حسین خانی جایگاه خاصی در بین پدرخوانده های طنز رادیویی دارند !

ب : سر خم می نماند شکند اگر ببویی !!

جوانی به وقت فردا متوقف شد .ساخت  برنامه ای که در نظرسنجی اینترنتی هفت سنگ در بین تمام برنامه های رادیویی در سال 1385 بهترین برنامه شناخته شد و خودم هم با نظرسنجی میدانی خودم ! بسیار پر شنونده یافتمش به دلیل ناراحتی عزیران دل متوقف شد !

و ما که عادت کرده ایم به خبرهای بد واقعی و خبرهای الکی خوش ! ناراحتم برای صدایی که از دست رفت ، بیکار شدن دوستانم اما چه کنم و چه می توانم کنم ؟!

به هر حال به رضا ساکی ، به جلال سمیعی ، به مهدی استاد احمد و به حامد مرادیان می گویم : خسته نباشید ! دمتان گرم و همین !!

خدا کند روزی بیاید که همه شبکه های رادیویی و تلویزیونی بشوند جوانی به وقت فردا . آمین !