ن و القلم وما یسطرون ...

طنزهای یک بنده خدا
 
کاريکاتورهای پيامبر اسلام
ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٢۱  

 

شب از نیمه گذشته است ومن هر کاری می کنم خوابم نمی برد . مدام جملات در ذهنم نقش می بندد و پرسشها یکی پس از دیگری وارد این آشفته بازار می گردد . کاریکاتورها را دیده ام و حالا ...

به قول دوستی : گر مسلمانی به این است که حافظ دارد / وای اگر از پس امروز بود فردایی . اصلا این کاریکاتورها چیستند ؟ از کجا آمده اند ؟ چطور به گوش مسلمین رسیده اند ؟

نمی خواهم حمله کنم یا دفاع نیز ولی از طرف کسی که چند گاهی است دست در آتش طنز دارد میگویم :این کاریکاتورها ؛

1-     طنز نیستند . تعریف طنز گر چه ناممکن است ، اما می تواند این باشد که در ورای خنده و قهقهه  لااقل نکته ای دارد و حرفی قابل اعتنا. گفتم قابل اعتنا ، زیرا کلام دیوانگان نیز حرفی است و الفاظ رکیک و فحشهای چارواداری نیز حاوی پیامی ! خواندم که فرموده اند «  اینان – ما مسلمانان – نمی دانند طنز چیست . طنز درهم شکننده مقدسات است !» در جواب می گویم که عزیز من ! طنز بولدوزر نیست !!!

2-      انتقاد نیستند . فکر می کنم یکی از ابتدایی ترین ابزارها انتقاد حفظ حرمت طرف مقابل است . و ما باید بپذیریم که چند گاهی است تحقیر شده ایم در میان اینان . چه با چپاندن کالاهایشان به خورد ما ، چه با چپاندن آرایشان به مغز ما و چه با ... بگذریم .  جایی خواندم که این ادامه رویارویی است . و اینکه بخشی از اسلام بعد از 11 سپتامبر به غرب اعلان جنگ داده . شاید که نه ، قطعا همین طور است و من منظور جناب بهنود را ندانستم که آخرش چه ؟ به قول خودشان مانند چینی ها و اسلاوها با غربیان آشتی کنیم یا بجنگیم ؟

اینکه ما چگونه ما شدیم ، بحثی دیگر است اما من تعجب می کنم از آرای برخی از هموطنان و همکیشانم که زیاد تفاوتی با مخالفی که اصلا نمی داند اصل قضیه چیست ، ندارند . فرموده اند : غربیانی که هیچ تعهدی نسبت به مقدسات ما ندارند چطور باید آرایشان را اعلان کنند ؟

البته عزیز ما فرمودند آرا  ، و مطمئنا در مغز هر انسانی آرا و فحشها با هم در یک فایل ، بایگانی نمی شوند. فرموده اند اینها کاریکاتورهایی است که مسلمین نادان بر سرش غوغا به پا کرده اند . و نفرموده اند که مسلمین چرا نادانند ؟ چون از مقدساتشان دفاع می کنند یا چون آنقدر ذلیل شده اند که عملا هیچ کاری در مقابل این اعمال از دستشان بر نمی آید ؟ اگر منظور اولی است که من نمی توانم دفاع کسی را خویش – که فکر انسان ، خویش اوست - نادانی بشمارم . اما در مورد دوم حق با ایشان است ...

و می بینم خیلی از اوقات که با شنیدن اشتیباهات طرف مقابل ، به جای پاسخ آن را با این طرف مقایسه می کنیم . میگوییم : چرا مسلمانان موقع انفجار مجسمه بودا «کولی بازی » دریناوردند و حالا ... ولی من فکر می کنم تایید اشتباه کسی به معنی تخطئه طرف روبروییش نیست . متوجهید که ...