ن و القلم وما یسطرون ...

طنزهای یک بنده خدا
 
همه ش تقصير قبلی هاست !
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱٩  

اگر اوضاع ما اینسان به هم پیچیده و غوغاست/همه ش تقصیر قبلیهاست

نیارد گر همه دنیا ، حساب پشه ای ما را  / اگر خندد به ریش ما

همه ش زیر سر این انگلیسیهاست / همه ش تقصیر قبلیهاس

اگر مرد بلادیده ، به زیر قرض زاییده / گرانی گر زیادیده

اگر آن یکی آقازاده و این دیگری آقاست / همه ش تقصیر قبلی هاست

اگر دیدی که چرخت پنچرست و مانده ای بی باد / بگو که هر چه باداباد

نکن شک پنچریدن نیز شغل اصلی آنهاست / همه ش تقصیر قبلیهاست

اگر روزی خری تیزید و بعدش جفتکی انداخت / به کار مردمان پرداخت

اگر گاوی به جای شیر می صادراتد ماست !/همه ش تقصیر قبلی هاست

ز صندوق ذخیره گر که عرضی نیست ! یا طولی / نمانده در ته اش پولی

اگر هر گوشه دنیا ، همه غوغا به نام ماست / همه ش تقصیر قبلی هاست !

اگر خوردید جای نفت آن چیز گرامی را / ز سر تا ته ، تمامی را

اگر نفت سر سفره چراغ لامپاتان را راست / همه ش تقصیر قبلی هاست

اگر در آسمان گرمی ، ز خورشید فروزانست /و شب با روز یکسان است

اگر در ساعت سه چهار صبحی موقع برپاست / همه ش تقصیر قبلی هاست

خلاصه هر بلا از زلزله تا هر چه سونامی / شده گر چه به ما نامی

ولیکن کار کار  ِ انگلیس و انگلیسیهاست / همه ش تقصیر قبلی هاست !!!