ن و القلم وما یسطرون ...

طنزهای یک بنده خدا
 
افتخارات من
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢۸  

جلال و رضا در راستای شفاف سازی و احتمالا به تاسی از بعضی برادران غیور اقدام به انتشار کامل موارد افتخارات خود نمودند که ظاهرا شدیدا دچار استقبال از جانب برادران و خواهران دیگر شده است . ما هم خواندیم و خوشمان آمد . گفتیم قبل از اینکه کسی اقدام به افشاگری و یا نمایاندان نیمه های پنهان ماهمان ( اخر ما خیلی ماهیم !)  بنماید خودمان دست به کار شویم و به دعوت جلال و رضا لبیک بگوییم !

  • خوش تیپ ، خوش هیکل و ...(البته با توجه به تاهل بنده ، این موارد جزء حریم خصوصی اینجانب می باشد !)

  • می گویند ( به چشم برادری البته ! ) شبیه علیرضای آخرین شب آرامشم ! و این مورد توسط چهار شاهد عاقل تایید شده !

  • نویسنده ، مترجم ، نقاش ، مجسمه ساز و ... خلاصه کارم درست است .

  • جوانترین خبرنگار جهان . ( در دو سالگی با توجه به استعداد فوق العاده ام ، خبرنگار فعال خانه بودم و در مورد برادرهایم  افشاگری می کردم !)

  • اولین نقاشی ام را در یک روزگی و داخل قنداق کشیدم .

  • اولین مجسمه  را ... ولش کن !

  • اولین نوشته ام را در دو سالگی نوشتم . البته هنوز زبان شناسان موفق به کشف خط مورد استفاده ام نشده اند و این از استعدادهای عجیب من است !

  • سال دوم راهنمایی 12 تا 20 گرفتم .

  • بیست و نه نفر استاد صدایم کرده اند !

  • تا حالا پشت هفتصد و بیست و شش ترببون شعر خوانده ام .

  • از سوسک نمی ترسم .

  • سه بار سوار خر شده ام .

  • مادرزنم یک روز به من گفت که خیلی باسوادم .

  • با کلی از بچه های شابدوالعظیم رفیقم . ( راستی این از نقاط ضعفم بود !)

  • دارای هزار و شانصد مقاله چاپ شده در نشریات مختلف از آوای ابرقو تا نشنال جئوگرافیک !

  • دارای دهها جایزه جشنواره مطبوعات تجربی ( مسابقه ای بین من و آویژه و مامانم اینا !)

  • توی تشییع جنازه احمد شاملو داد زده ام !

  • استاد طاهره صفارزاده به من گفته که شاعرم .

  • با استاد قیصر امین پور توی یک ظرف سیب زمینی سرخ کرده و سس کچاپ خوردیم !

  • نفر اول دوره اول کنگره شبهای شهریور . ( البته معلوم نشد کدام شیر پاک خورده ی عامل دشمنی ، جای اسم مرا با سعید میرزایی نامی که بیستم شده بود ، عوض کرد !)

  • ده بار از تلویزیون نشانم داده اند !

  • رفیقهایم را توی صدا و سیما راه می دهند !

  • نفر اول جشنواره 18 کلمه ای ( بیت : گاه باشد که کودکی ، تیری / کشککی ، پشمکی زند بر خال !!)

  • آشنا به درد مستضعفین

  • ارادتمند پولدارها !

  • متخصص ، متعهد ، حزب اللهی ، دردکشیده ، جبهه رفته ، تیر خورده و کلی چیزهای کارراه انداز دیگر !

  • نگارم هم بلد است تا 13 بشمارد !

  • و غیره ( ادامه برنامه در قسمتهای بعد !)

****

اول جلال عزیز افتخار صادر کرد !

و بعد عبید شاکی ...

افتخارات آیدین

تالار بین المللی افتخارات

افتخارات خواهر سوگلی

محمد رضا جمالی فرد

ناصر خالدیان

شهرام شهیدی

ارژنگ حاتمی

ساکن شهر شیشه ها

مطهره

به افتخار بوقی عزیز!

افتخارات حزبی

سالهای ابری من

پا برهنه بر خط

مهرواژ

افتخارات حامین

پرونده بلاگ چین درباره افتخارات

***

راستی یک خبر خوش هم دارم ( در راستای حمایت از دولت مهرورز !)

شب شعر در حلقه ی رندان دوباره اففتاح می شود :

یکشنبه - ۲ مهر - ساعت ۵ بعد از ظهر - حوزه هنری !