ن و القلم وما یسطرون ...

طنزهای یک بنده خدا
 
دق کرديم و مرديم ...
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/٢٤  

« اگر يك مرد از شنيدن اين خبر دق كند و بميرد ، جاي شماتت ندارد ...»

                                                                                          مولا علي

و ما دق كرديم و مرديم ، آنگاه كه  شنيديم برادري خواهر 12 ساله اش را از باك روزهاي نيامده كشت . و ما دق كرديم و خون بالا آورديم آنگاه كه شعار مي داديم و فرياد مي زديم كه « هم انرژي هسته اي حق مسلممان است و هم تحريمهاي آن نامردها هيچ تاثيري در ايستادگي ما نخواهد گذاشت » . و ما ايستاديم و ايستاده پوسيديم .

از جوانك پرسيدند : چرا خواهرت را كشتي ؟

گفت : من تنها نان آور خانه بودم ...و  چه واژه مضحكي « نان آور !» اگر « نان » آورده بودم  كه نمي كشتمش !

گفت : ترسيدم از آينده اش كه من لقمه « ناني » نداشتم براي او .

و گفت : غم نان اگر بگذارد ...

و ما دق كرديم و مرديم و همه در صفوف در هم فشرده فرياد زديم كه : ما زنده ايم ، خوشحاليم ، خوشيم و ...

« غيرت » ... واژه نا آشنايي است برايمان . وقتي كه « غم نان »‌داريم ... غيرت ؟! ما دق مي كنيم و مي ميريم ، اما نه در اثر شنيدن خبرهاي مولايي ، ما در استقبال او دق مي كنيم . و او برايمان خبرهاي خوش مي آورد ، ما خوش خوشانمان مي شود . ما مي ميريم برايش و او مي خندد به ما ، به دوربين !

اين لباس شرف است ... كدامين شرف ؟ ما سالهاست كه مرده ايم . و هق هق هيچ گريه اي  تسلايمان نخواهد داد . اين روزها خبرهاي خوش بسيار داريم و نيازي نمي بينيم كه با چند خبر بي اهميت نشئگي مان بپرد ! به ما چه كه پسري خواهركوچك معصومش را از ترس بي آبرويي فردا كشت !به ما چه كه پيرمرد فقط يك هفته مانده بود كه نوبت وامش برسد و خانه دار شود . در كوچه ي ما نان گران نيست و گوشت گران نيست و كوفت گران نيست و زهر مار هم ...

حال ما خوش است ؟ به راستي حال ما خوش است و ما داريم از خوشي « دق مي كنيم و مي ميريم ؟! » غيرت ؟! چه واژه نا آشنايي !

در شهر ما همه پيرزنهاي گدا مي توانند سوار پله هاي برقي پلهاي عابر بشوند ، و بشوند شهروندان متمدن . شهروندان متمدن در درياي بيكران نفت و نان و عشق و موتور هزار ! روزهاي خوش در راهند ... فوق العاده ، فوق العاده بشتابيد كه از دست رفت خواهر كوچك 12 ساله ام .

و من روي سنگفرشهاي قرمز شهرم ، زير تلويزيونهاي بزرگ شهر ، پاي خبرهاي افشاي پشت پرده ي گراني ها ، برخورد با مفسدين اقتصادي ، بودجه هاي اشتغال زايي زود بازده ... فوق العاده ، فوق العاده ... صدايي كه هم اكنون مي شنويد آژير قرمز است . مواظب خواهرهاي كوچكتان باشيد .

ببيخشد برادر ! گفتي كدام لباس ؟

و تو حرف مي زني و حرف مي زني و حرف مي زني . و مشكلات ما حل مي شود و ما « دق مي كنيم و مي ميريم »