بچه های علی ۱

« این درد برای تو بس که شب با شکم پر بخوابی و در گردت شکمهای گرسنه و جگرهای تشنه فراوان باشد»<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

نهج البلاغه (حضرت امیر خطاب به یکی از والیانش )

*

اوضاع بهتر که نشده ، ولی ملالی نیست . اینها هم جزء خرده فرمایشات حضرات هستند . اصلا مگر کم است لقب « ولی نعمت »  ، دیگر چه می خواهند ؟ عزیزان ما که بیکار نیستند کوچه به کوچه و خیابان به خیابان دنبالشان بگردند !

آسمان ، آبی که نه قهوه ای شده و حال آدم از آفتاب عالم تابش به هم می خورد  . می نویسم و دوباره خط می زنم . از کجا شروع کنم ؟ از آن روزی که هنوز عید نشده بود ؟ از خانواده ای که هشت دختر قد و نیم قد داشت و سرپرستی نه ؟ از دل های صاف بچه هایی که هر کدام به فراخور اوضاع جیبشان ، شب عید... بگذریم . از آن روز یک سال می گذرد . آن بچه ها هنوز هستند و ما بچه ها نیز .

اصلا مگر یکی دو تایند ؟عادت کرده ایم  . عادت کرده ایم به بچه های واکسی ، به پیرزنهای خرد شده در چادر مشکی سفید شده شان و به پیرمردهای چسب زخم فروش .

ولی کدام زخم ؟ رها کنم ...

*

بچه ها ! فکر می کنید باز هم می شود یا علی گفت ؟ اینبار بیشتر و وسیعتر ؟ « بچه های علی » تنهایند . به امید معاویه ها نباشیم ...

*

فعلا هر کسی هوای بچه های علی در سرش افتاده ، یک کامنت « یاعلی » بگذارد ، تا به همین زودی ...

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
...مینا

سلام...علی يارتون.......اين لطيفه رو نمی دونم شنيدين يا نه ولی خالی از لطف نيست.....به يه بابايی ميگن علی يارت ميگه ما تيممون تکميله(چشمک)...آقا اگه بتونيم يا علی

حميد

قرار بود برم نجف ... هفته‌ی پيش، همين چهارشنبه‌ای که گذشت ... اوضاع جسمی‌م اجازه نداد. پنج‌شنبه رفتم دريا ولی يه گوشه از دل‌م اون‌ور بود ... چند وقته زياد خواب‌ش رو می‌بينم ... خواب ... خواب ... مثل خواب می‌موند ... ديشب آخر شب، توی حرم يکی که می‌شناسی‌ش، يه‌هو من رو برد يه گوشه و يه چيزی گذاشت کف دست‌م. (اين با اون چيزی که امير می‌گفت کف دست بچه‌های شهرری نمی‌ذارند، فرق می‌کنه!) يه دستمال بود، توش يه تيکه سنگ مرمر که به اندازه‌ی يه نگين تراشيده بودند. می‌گفت: مال کف ضريح مولاست ... ديشب دوباره خواب ديدم ... يا علی ...

مقداد

سلام و دست مريزاد. اين هم از سرزدن به وبلاگ شما كه امر فرمودي. البته وبلاگ ما قابل عرض نيست؛ شقشقه هايي از نوع «بچه هاي علي» و ... . پيروز باشي.

جلال

دلم تنگ است برای يا علی!

saeedkiaee

يا علی گفتن مردی ميخواهد عزیز . ... گفتنش بار سنگينی به دوش می گذارد. نمی دانم