نان گران !

مسئولی  را گفتند : مرغ گران شد !

گفت : باکی نیست . بالش خورید که هیچ فاصلتی نباشد میان بال و ران ، حتی به دو انگشت .

گفتند : بال هم گران باشد .

گفت : پایش را بخرید و به سوپ ریزید و تقویت شوید! که جوانمردی آن نباشد که مسئولین به تقّی یا توقی تضعیف کنید و نگذارید که خدمت کنند .

گفتند : گزاف باشد بهای پا !

گفت : باکی نباشد . تخمش خورید و شکر خدای به جای آورید . که تخم ماکیان را گوشت ثانی نامیده اند و حکما گفته اند : هر کس تخم ماکیان خورد از هزار بلا در امان باشد .

گفتند : تخمش را هم نتانیم خوردن که دانه ای شصت ، هفتاد چوق باشد !

گفت : ما را باکی نباشد از تبلیغات مسمومتان . باری هر آنکس که دندان دهد ، لاجرم نان هم دهد !

گفتند : خوب گفتی ! نان هنوز گران نشده است .

گفت : دیدید گفتم !

جماعت به شادی در آمدند و هلهله آغازیدند.

 و در آن میانه همگان به ارزانی نان می اندیدشیدند و آن مسئول به اینکه « عجب ! پس نان گران نشده ... »

/ 3 نظر / 12 بازدید
پیمان

واحسنت برشما.الحق والنصاف که درست است عزيزبرادر.همين است زندگی زيباي ايرانيی با چرخه ی کامل سوخت هسته ايی.ولی داداش جدی چه ربطی داره به اغذيه .چون تا چيزی رو کشف ميکنيم يه خوردنی قيمتش گرون ميشه؟خبريه؟وشايد ما دست کم ميگيريم ديتاوردهای دولت وملت خويش را.هميشه همين گونه بوده که ما اشتباه کرده ايم.........ووای برما.وای برمن وتو.وای برهمه

مسعود

سلام جالب و ظريفانه! بود اما چند نکته : ۱- لطف می کنی آدرس مغازه ای رو که تخمش ! رو ۶۰ تا ۷۰ چوق می ده رو بدی چون خیلی با انصافه ۲- خوب شد فقط به نان اشاره کردی و ياد مسئول مربوطه ننداختی بعضی چيزهای ديگر رو هم ببره بالا