یقه گیری اینترنتی !

از همه جا بی خبر باشی ، بی سواد و عوام باشی ، تازه قاطی میوه ها شده باشی و باز بخواهی فضولی کنی ! نوبره وا...  هی به خودم می گویم : بابا ! تو که حالیت نیست ، تو که تا همین دیروز تفاوت سرچ کردن رو با کامنت گذاشتن نمی دانستی ! ، تو که هنوز بلد نیستی یک عکس ناقابل را توی بلاگت بگذاری ، آخه چه می فهمی که چی خوب است و چی بد ؟ آنها دو تا که نه ، هیچی نباشد ده بیست تا پیراهن ، با یقه های مختلف بیشتری از تو پاره کرده اند . لابد صلاح را همین می دانند . تو چه می گویی ؟اینها را  می گویم و از همه آن فکرهایی که کرده بودم استغفار می کنم . اما امان از دست این شیطان ذلیل مرده که نمی گذارد نوع بشر یک شب سر راحت به بالین بگذارد . درست همان وقت که داری سر به راه می شوی ، همان موقع که داری می فهمی که پیرهای این راه ، استخوان خرد کرده های این وادی ، دود چراغ خورده های این موضوع ، خضروار اگر دو تا سر هم ببرند ، دو تا خانه هم خراب کنند ، تو ِ خام باید ثم بکم ، یک لنگه پا گوشه ای بایستی و درس یاد بگیری ، درست همان موقع در گوشت می گوید : نه ! تو وظیفه داری . اینها رفقای تواند . گیرم که بعضی هایشان را هم اصلا ندیده باشی . گیرم که با بعضی هایشان چند سال رفاقت کرده باشی و به گرمابه و گلستان رفته باشی . مگر نشنیده ای که گفته اند : اگر دیدی که نابینا و چاه است ...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

نمی گوید ، پدرجان ! اصلا با خودش نمی گوید ، این شیطان ملعون که : استغفرا... نابینا چیه ؟ زبانت را گاز بگیر . اینها هر کدام قافله سالار دنیای مجازیند . هر کدامشان اندازه صد تای تو بیننده دارند . پانصد تای تو استعداد و درک و فهم و البته سابقه دارند . نمی فهمد دیگر ، نمی فهمد . هی می خواهد من را از راه به در کند تا به یکی از عزیزترین ِ این رفقا بگویم که : عزیزکم ! دوست قدیمی من ! نکن از این کارها . حتی اگر دیدی کسی به تو توهین کرد ، مطمئن باش حرفش برای کسی خریدار نخواهد داشت . بابا من دوستت دارم ، خودت می دانی چقدر ! اسمت را هم اگرنگویم با قَسَمِ رفاقتمان می شناسیَم . الان هم اگر بهت زنگ نمی زنم برای این است که موبایلم را دزدیده اند و همه شماره هایم پریده . سر کار یادم نمی ماند ، توی خانه هم به کسی دسترسی ندارم !( اینجاش زیادی شخصی شد ! )

بیا این دو زار فضای نیمه قدسی ِ پیزوری را که از شر وسواسات خناس در امان مانده ، آلوده نکنیم . بیا ما کار خودمان را بکنیم . چه کار داریم به بقیه . ما می خواهیم بنویسیم . فقط همین ! مگر نه ؟ این کلمات شیطانی آتش است به خرمن خودمان ، عزیز دل ! نکنیم  ، نکنیم !

البته اینها را آن عامل استکبار ، آن مزدور بیگانه ، آن آب آسیاب دشمن ! می گوید و نه من ! باور کنید من فقط همین را می گویم : باشووی یلیکله ، قارداش ! *

اصلا به من چه ! من سر پیازم ، ته پیازم ؟ اصلا مگر تو پیازم که بخواهم حرف هم بزنم ؟ یکی نیست به من بگوید : مرد ناحسابی ! تو که همین یکی دو هفته پیش اینهمه از چپ و راست فحش خوردی ، باز هم نفهمیدی دعوای اینترنتی یعنی چه ؟ اصلا انگار حالیت نیست که نصف حال اینترنت و وبلاگ بازی به همین کارهاست . نیکی پیر و  ِبان ! بین که چو ما بد مستان / هر چه کردیم به چشم کرمش زیبا بود . آره آقا ! زیبا بود ! صاف زد تو  گل لا مصب . چه کار میکند این رونالدو تو فرانسه ! دیدی ؟! آره بابا خیلی کارش درسته ... سوت ... سوت ... سوت ...

 

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
yegane

حالا کی اينقده اعصابتونو خط خطی کرده؟!

عبدالله مقدمی

ببينيد برادران و خواهران ! اصلا خر ما از کرگی دم نداشت ! من خواب نما شده بودم . همين !!!

yegane

نه خير تشريف نياورده بودين.. اولين بار بود که تشريف آوردين...بازم تشريف بيارين...

rahele

اولشو حوندم // موافق نيستم .. بابا ! تو که حالیت نیست ، تو که تا همین دیروز تفاوت سرچ کردن رو با کامنت گذاشتن نمی دانستی !.... چه ربطی داره// من قبل لزين که فرق اين ها رو بدونم بيشتر می فهميدم

هری هالر

سلام بر اين دوست بزرگوار. چه کسی آتش جنگ را بر افروخته؟ ندا بده بچه محل ها را صدا بزنيم! راستی به يعقوب عزيز هم سلام بلند بالا برسان.

پرگنت

اسرار ازل را نه تو دانی ونه من و ين حل معما نه تو خوانی ونه من هست از پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده بر افتد نه نو مانی و نه من

مهديس

چشم ها را باز کردن هنر نيست... چشم ها را شستن هم هنر نيست. هنر با چشمان باز زندگی کردن است. از خوندن نوشته هاتون لذت ميبرم.موفق باشی دوست عزيز.

شلغم فروش خندان

سلام عرض شد خدمت شما! من مانده ام چه بگويم كه شما را نا خوش نيايد!از آنجا كه ما در گير و دار امتحانات به سر ميبرديم اندكي سر زدنمان به طول انجاميد اول معذرت !بعد اين كه همان موقع كه كامنت شما را ديديم سري به اينجا زده در آن بحبوحه ي امتحانات تمام مطالب وبلاگ شما را خوانده و كلي خوش به حالمان شد! اين دعواي اينترنتي هم ...بماند!اما ...بايد با آدم هاي مجازي مجازي بود در اين دنياي مجازي! تا بعد...