کابوسنامه!

و بدان ای پسر که اگر خواهی گوی سعادت به میدان سیاست بزنی و حالش ببری ، باید آن کنی که گویمت .چون خواستی سیاست مدار شوی ، بدان که میان زبان تا قلب فاصله بسیار بیشتر باشد از گردنی و سینه ای ! جمله های نیک بر زبان آور و نکته های نغز بگوی و چون سخن می گویی آنسان درنگ کن که گویی سالیان است در آن مبحث کذا غور کرده ای و دود چراغ خورده ای و استخوان ترکانده ای . آنگاه نگاهی فقیه اندر سفیه به مخاطب انداز و چیزی در آن میانه رها کن و دل خوش دار که بر هدف نشانده ای حتی اگر پرتی باشد یا چرتی !

فقط آنچه از خود رها کردی این اشد که قلمبه باشد و سلمبه باشد و شعار باشد و کلی باشد و قشنگ باشد و اتو کشده باشد . پس چون چنین شد و آن گفتی که گفتمت ، به خیال راحت آن کن که من دانم و تو دانی و به مصلحت نباشد که در اینجا کتبا گویمت !

*

/ 7 نظر / 5 بازدید
دادفر

اسب ها و آدم ها را خواندم.احساسات آن اسب خوش خيال و آن کره نادم را درک!!می کنم.اگر عنوان طنز را اسب ها و الاغ ها! گذاشته بودید هم بی مناسبت نبود. من حاضرم چند هزار سند برای جناب عالی بیاورم که فرزندان آدمی زاد در اواخر عمر افسوس می خورند که چرا الاغ نشده اند.شما چقدر شنیده اید که فرموده اند:ای خوش به حال آنکه کره خر آمد الاغ رفت و بسیاری گفته اند: تا بدان جا رسید دانش من/که بدانم همی که نادانم و نادانی صفتی است که در جریده عالم به نام این چهارپای بعدا عزیز ثبت است. عارف قزوینی از سرایندگان مشروطه و مرغان باغ وطن در شعر زیبایی با عنوان خرنامه خطاب به یکی از بزرگ مشروطه خواهان فرموده اند: ای خر از این خران چه می خواهی / تو ز خود بدتران چه می خواهی/اهل این ملک بی لجام خرند/به خدا جمله خاص و عام خرند/از مکلّاش تا ... خر/ فعله و کارگر مسلم خر... اگر بيشتر مطالعه بفرماييد در می يابيد که گاهی خر و آدم به حس مشترک رسيده و مثلا سعدی در توصيف اين حال، خر عزيز را اين گونه معرفی کرده است:مسکين خر اگر چه بی تميز است/چون بار همی برد عزيز است. به هر حال ما را به عالم خريت برديد،دستتان درد نکند!

فاطمه

سلام ... متاسفانه يا خوشبختانه سياسی نيستم که بتونم نظر درست حسابی بدم ... سلام

ازگمی

با سلام و ... گفتن در سياست بسيار مهم است.چه و كجا و كي و چه اندازه و چگونه و ... . يك سياستمدار افسار زبانش را بايد بسيار محكم بگيرد و بسيار هم با زبانش بتازد.بعضي وقتها شايد اين تنها يراق اش باشد.

مهدی نژاد

کابوسنامه رو که شنيدم ميرشکاک داره می نويسه. ناقلا نکنه ميرشکاک هم تويی!