چند ضرب المثل های طنزناک ترکی آذربايجانی !

آجینان یاتیب گونورتادا دوروب .

از زور گرسنگی شب می خوابد و بعد از ظهر بیدار می شود .

 

جهننمه گئدن اؤزونه يولداش آختارار

مسافرجهنم ، دنبال رفیق می گردد .

 

دوز يولدا يئري ينمير، شوخوملوخدا شيللاق آتير

راه صاف را نمی تواند برود ، توی زمین شخم خورده شلنگ تخته می اندازد !

 

سن آقا ، من آقا ، ئينكلري كيم ساغا؟

تو آقا ، من آقا ، راستی !گاوها را کی بدوشد ؟!

 

ئوزینه سیچیر ، منه گوز بره لدیر .

برای خودش می ریند ، برای من چشم می دراند !

 

ائششگه گوٍجوٍ چاتميًر , پالانئ تاپدالاييًر .

زورش به خر نمی رسد ، پالانش را کتک می زند !

 

اروس قاشقینان انگلیس پخی ییری !!

با قاشق روس ، گوه انگلیسی می خورد !

 

اوستورانين قاباغيندا سيچماسان ، دئير گوتي يوخدور .

اگر جلوی گوزو نرینی ، فکر می کند که کون نداری !

 

اوغری ائو صاحاب اولماز ، ائو صاحابین ائوین ییخار !

دزد صاحب زندگی نمی شود ، صاحبخانه را از زندگی می اندازد !

 

آت آتینان ساواشاندا ، آرادا ائششه کین قیچی سینار !

اسب با اسب که بجنگد ، آن وسط پای خر بیچاره می شکند !

 

دولتلی پول چیخاردار ، کاسیب اوتیرار پوللارین سایار !

ثروتنمد پول در می آورد ، فقیر می نشیند پولهای او را حساب می کند !

کاسیب پول تاپسا یئر تاپماز !

آدم فقیر اگر پول هم پیدا کند ، جا پیدا نمی کند !

 

گوزل آقا چوخ گوزلیدی ، وردی بیر چیچک ده چیخاردی

آقا خوشگل ، خیلی خوشگل بود ، زد و آبله هم در آورد !

/ 16 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپيده

سلام... ياشاسين آذربايجان غيرتلی بالاسی

کولی پابرهنه

سلام .. در نوشته ات لذت کوچکی یافتم و زيبا بود نوشتتون در سبک خودش .. و با آن مدتی را سپری کردم .. امیدوارم که تو هم در نوشته های وبلاگ منم این لذت را بیابی.. (شما هم اگه دوست داشتی به کوير دل ما هم سری بزن .. خوشحال ميشويم از ديدن رد پايت بر روی ريگهای بيابانيم ...) اميدوارم که باز هم شاهد نوشته ای ديگر از شما باشم ...[kooli] ------ با گذاشتن لينکم چطو ر ..؟ موافق اگر بودی و از کويرکده ی دلم خوشت خوشت اومد خوشحالتر ميشم اگه رد پايی از من در .... تو بماند يادگار .. ---------------------------- یه گروه هم هست که من و جمعی از دوستان اونجا جمع شدیم به نوعی با هم در ارتباطیم به نام پابرهنگان .. آدرسش اینه ..> http://groups.yahoo.com/group/paberehnegan خوشحال میشم که آنجا هم ببينيم شما را

طليعه اکبری

سلام آقای مقدمی. احوال شما؟ معلومه که شناختم. شما خوبين؟ خيلی خوشحال شدم از ديدن کامنتتون. چه خبرا؟ هنوز دفتر شعر می رین؟ من الان ۲ ماهی می شه که اومدم چين. زندگيه ديگه. از بچه ها خبر دارين؟ من خيلی دلم برای اون روزا تنگ شده. خوشحال می شم اگه از دوستان لينکی دارين به من هم بدين. بازم بهتون سر می زنم.

سوسن جعفری

انتخاب‌هايتان زيبا بود! ... گويی قصدی در ميان بود! سلام!

بی بی گل

خارج از محدوده و داخل محدوده قاطی بود ولی در هر حال خواندنی و جالب بود.ممنون...

...و عشق

سلام از دل بزرگت چه خبر؟