زلف بر باد بدی هم ...

زلف بر باد بدی هم ندهی بر بادم

که کلاگیس تو فهماند به من وا دادام !

چشم مخمور تو از زور ریمل بود خمار

نرگست نیز نبود از سر شب چون آدم

بینی ات روز ازل طعنه به خورطوم  چو زد

دست جراح خودم تیشه و چکش دادم

شَکَّم آن روز به دندان سفید تو برفت

فکر بر عاریه بودنش ولی نافتادم !

خاک بر سر که چو بوی دهنت بشنودم

فکر کردم که خودم بوی بدی در دادم !

قد رعنای تو را بر لب جو چون دیدم

یاد نی های ره قرچک و قم افتادم

آه از آن پن کک نامرد که خر کرد مرا

تا ندانم به کف مام زره فولادم

*

من غلط کردم از اول که به تو دادم دل

چه دهم بر تو عزیزم که کنی آزادم ؟!

رحم کن بر من مسکین وبه فریادم رس

داد و فریاد مکن تا نکَنی بنیادم

/ 5 نظر / 8 بازدید
پارسی پارسا

نه عزيز من رضا پارسا نيستم پارسی پارسام. مگه هرکی سيبيل داره رضا پارساست!

پيمان

محمد

سلام جوون خوبی؟ بزن لينکو بزن روشن شی!!

سوگلی

آقا جان هزار دفعه نگفتن چشم هات رو باز کن بعد انتخاب کن؟! حقته ديگه .... اين عاشقی اونقدر کورت کرد که نديدی اين ها رو .... ولی از شوخی گذشته اين رو واسه خانمت نخونی ها! از خوب شدنت قطع اميد می کنه عيد شما هم مبارک ............

رضا پارسا

آقا دعوا نکنین خودش اومد تو هم خوب شعر میگی ما نمی دونستیم جواب پارسی پارسا باشه برا بعد