دق کرديم و مرديم ...

48vznv5.jpg

« اگر يك مرد از شنيدن اين خبر دق كند و بميرد ، جاي شماتت ندارد ...»

                                                                                          مولا علي

و ما دق كرديم و مرديم ، آنگاه كه  شنيديم برادري خواهر 12 ساله اش را از باك روزهاي نيامده كشت . و ما دق كرديم و خون بالا آورديم آنگاه كه شعار مي داديم و فرياد مي زديم كه « هم انرژي هسته اي حق مسلممان است و هم تحريمهاي آن نامردها هيچ تاثيري در ايستادگي ما نخواهد گذاشت » . و ما ايستاديم و ايستاده پوسيديم .

از جوانك پرسيدند : چرا خواهرت را كشتي ؟

گفت : من تنها نان آور خانه بودم ...و  چه واژه مضحكي « نان آور !» اگر « نان » آورده بودم  كه نمي كشتمش !

گفت : ترسيدم از آينده اش كه من لقمه « ناني » نداشتم براي او .

و گفت : غم نان اگر بگذارد ...

و ما دق كرديم و مرديم و همه در صفوف در هم فشرده فرياد زديم كه : ما زنده ايم ، خوشحاليم ، خوشيم و ...

« غيرت » ... واژه نا آشنايي است برايمان . وقتي كه « غم نان »‌داريم ... غيرت ؟! ما دق مي كنيم و مي ميريم ، اما نه در اثر شنيدن خبرهاي مولايي ، ما در استقبال او دق مي كنيم . و او برايمان خبرهاي خوش مي آورد ، ما خوش خوشانمان مي شود . ما مي ميريم برايش و او مي خندد به ما ، به دوربين !

اين لباس شرف است ... كدامين شرف ؟ ما سالهاست كه مرده ايم . و هق هق هيچ گريه اي  تسلايمان نخواهد داد . اين روزها خبرهاي خوش بسيار داريم و نيازي نمي بينيم كه با چند خبر بي اهميت نشئگي مان بپرد ! به ما چه كه پسري خواهركوچك معصومش را از ترس بي آبرويي فردا كشت !به ما چه كه پيرمرد فقط يك هفته مانده بود كه نوبت وامش برسد و خانه دار شود . در كوچه ي ما نان گران نيست و گوشت گران نيست و كوفت گران نيست و زهر مار هم ...

حال ما خوش است ؟ به راستي حال ما خوش است و ما داريم از خوشي « دق مي كنيم و مي ميريم ؟! » غيرت ؟! چه واژه نا آشنايي !

در شهر ما همه پيرزنهاي گدا مي توانند سوار پله هاي برقي پلهاي عابر بشوند ، و بشوند شهروندان متمدن . شهروندان متمدن در درياي بيكران نفت و نان و عشق و موتور هزار ! روزهاي خوش در راهند ... فوق العاده ، فوق العاده بشتابيد كه از دست رفت خواهر كوچك 12 ساله ام .

و من روي سنگفرشهاي قرمز شهرم ، زير تلويزيونهاي بزرگ شهر ، پاي خبرهاي افشاي پشت پرده ي گراني ها ، برخورد با مفسدين اقتصادي ، بودجه هاي اشتغال زايي زود بازده ... فوق العاده ، فوق العاده ... صدايي كه هم اكنون مي شنويد آژير قرمز است . مواظب خواهرهاي كوچكتان باشيد .

ببيخشد برادر ! گفتي كدام لباس ؟

و تو حرف مي زني و حرف مي زني و حرف مي زني . و مشكلات ما حل مي شود و ما « دق مي كنيم و مي ميريم »

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسعود

دق کرديم و مرديم

رند عالم سوز

آگهی تبلیغاتی: افتتاح دفتر وکالت رند عالم سوز!! وکالت شما را با نازلترین قیمت برعهده می گیریم! قابل توجه کسانی که در جشنواره ها حقّشان خورده می شود و یک آب هم روش. حق شما را از حلقوم و سایر اعضای حق خورها و مرده خورها بیرون می کشیم! ای که احساس می کنی حقّت توی این هیر و ویر خورده شده یا گمان می کنی که ناحق است نام آن عده ای که برده شده ... مي تواني ادامه ي اين را ... توي وبلاگ من بخوانی ها!

مختار پور

وزارت ارشاد اعلام کرده از اول فروردین ماه همه بولوتوث های ثبت نشده رو فیلتر می کنه. تو ثبت می کنی؟

بوالفضول الشعرا

کارت دعوت: (اجراي نقّالي در تالار : بوالفضول !!) ×× نبرد رستم وسهراب به روايت گُرد آفريد! ×× برايتان جا رزرو شده است ؛ تشريف بياوريد...!

عباسحسيننژاد

خدا تو را با يک مرسدس بنز آخرين سيستم یا یک چیز بهتر حتا! به قتل برساند که قلب ما را جريحه‌دارتر کردی! که!

آيدين

سلام ! البته پس از دق کردن و مردنی مختصر «با من بگو كجا برم اين عشق مختصر » يا مسيح!

آيدين

يك حكايت خواندني ! سلام ! يك حكايت خواندني : حكايت احمدي نژاد كه گفته است « من اصلا نگران نيستم و هيچ اتفاقي براي كشور نخواهد افتاد » حكايت آن ياروست كه از ترس ِ رو به رو شدن با دزد خانه ، سرش را مي كشد و مي گويد : انشاء الله گربه است !

بوی سيب

قسم بر آن دل آهن خورم که از سختی هزار طرح نهاده است سنگ خارا را